nokia-zombie

 خیلیاتون افرادی که منو میشناسین میدونین طرفدار سفت و سخت مایکروسافت هستم و به شدت با محصولات اپل مشکل داشته و با محصولات گوگل به اجبار دارم کنار میام شاید خیلیاتون ندونید من طرفدار سفت و سخت یه سری برند دیگه هم هستم مثلا JBL,Adobe, Lexus, Renault, Crumpler و یه سری دیگه که خب هرکدوم تو یه بخشی هستن و تو یه بخشی موفقیت‌هایی کسب کردن. خیلیا فکر میکنن افرادی مثل من یه سری آدم متعصب دگم هستن که با ابلهانه ترین حالت ممکن خودشون رو داخل یه زندان فرضی قرار دارن و میخوان که با بیرون از اون هیچ ارتباطی نداشته باشن البته حقیقت اینه که خودم یه زمانی اینجوری بودم ولی الان نه واقعا نیستم. خب بریم سر[…]

hope closed

 قرار نیست همه چی همیشه خوب باشه همیشه وقتی یه سری فکرا با خودتون میکنید و با خودتون تصمیمای قشنگ قشنگ میگیرید به نتیجه برسید و اون نتیجه‌ای که دوست دارید رو بگیرید. حتما خیلیا از جمله خودم میگن ای بابا ما هیچوقت نتیجه مثبتی ندیدیم نه عزیزجان! بوده یادت نیست آدمی که همش به بدبختیاش فکر میکنه بدبختیا یادش میمونه بیاید یه قولی بدیم به اتفاقای خوب فکر کنیم ممکنه یه روزی یه دوستی رو از دست بدیم باهاش قطع ارتباط کنیم یا خدای نکرده فوت کنه ولی واقعا تمومه همه چی؟ قطعا نه تا وقتی که ما نفس میکشیم خدا هست و ما هستیم و امید هست آره یه دوست خوب از دستت رفته یه همدم و یار[…]

hope

سلام گلایه کنم؟ گله کنم؟ غر بزنم؟ درفت نکردم ولی یه بار نوشتم و پاک کردم :)) نمیدونم از کجا بگم اصلا چیزی بگم یا نگم یه سری چیزا رو هیچوقت به هیچکس نمیتونم بگم بین خودم و خدای خودمم ولی خب گاهی میشه حس میکنی آخرشه دیگه یا دیگه زورتو زدی کاش میشد فهمید چی میشه الان به جایی رسیدم به حس کردم زورمو زدم خسته شدم ولی یه چیزی تو درونم هنوز میگه تو میتونی، سخته‌ها ولی این تو میتونی درون خودم، تو میتونی درون اون، تو میتونی از اون بالا :)) صحبت‌ها و امیدهای دوستات دوستی که ۵ سال ازت کوچکتره ولی وقتی باهاش حرف میزنی حس میکنی هم سنته و میفهمه خوب تو رو یا دوستی[…]

سلام من امینم خودم رو طراح گرافیک میدونم ولی خب جرات ندارم بیشتر از حد آماتور به خودم لقبی بدم مثل حرفه‌ای یا پروفشنال و این حرفا اکثرا که خب میاید تو این بلاگ و مطلب من رو میخونید من رو میشناسید یا حالا از شبکه‌های اجتماعی یا واقعیت و تو محیط واقعی طرح‌هام رو اونجا باهاتون به اشتراک میذارم که البته نمیدونم خوشتون میاد یا نه ولی خب اشتراک گذاری میکنم یخورده برا شوآف که بتونم باهاشون پروژه بگیرم چون نزدیک 2 سالی هست که زندگی فریلنسری رو انتخاب کردم و خب سعی کردم توش موفق باشم. من از سال 1375 توی خرداد ماه 27مین روزش چشامو به این دنیا باز کردم بالا پایین زیاد داشتم خودم رو بدشانس[…]

حدود 6 سال پیش به توصیه یکی از برادرام که مهندسی نرم‌افزار خونده تصمیم گرفتم برم به واسطه علاقه شدیدی که به کامپیوتر دارم برنامه نویسی کار کنم و به کلاس برنامه نویسی رفتم اولین زبان برنامه نویسی که کار کردم C# بود. رفتم سر اولین کلاس و توی اولین کلاس برنامه نویسی به دلم ننشست خواستم انصراف بدم به توصیه مدیر آموزشگاه با یه استاد دیگه هم تست کردم و دومی هم به دلم ننشست چون من اون موقع به طرز وحشتناکی به گرافیک و انیمیشن علاقه داشتم. باز هم مدیر آموزشگاه گفت بمون و یه استاد دیگه رو امتحان کن و خب من باز سر رودروایسی موندم و قبول کردم. استاد آخری خیلی فرد خوبی بود من رو[…]

زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست رود دنیا جاریست زندگی، آبتنی کردن در این رود است وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟ هیچ!! زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت زندگی درک همین اکنون است زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است، که نخواهد آمد تو نه در دیروزی، و نه در فردایی ظرف امروز، پر از بودن توست شاید این خنده که امروز، دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با، امید است زندگی، فهم نفهمیدن هاست زندگی، پنجره ای[…]

User Testing

So you have a usability test this afternoon, and you’ve thought of everything. You’ve built a prototype, written a script, gargled, flossed, and gone through some vocal warmups. Excellent. You are so ready for this. Most of the time, testing sessions go great and your team collects honest, unfiltered feedback. But sometimes the unexpected happens. No matter how much you prepare for an interview or usability test, you still need to stay on your toes and quell some hiccups along the way. These hiccups can come from you, your team, your materials, your environment, the users, etc. Some are obvious, and some are not so obvious. Let’s go over the most common user testing problems—and ways to address them in[…]

امشب دلم پر بود میخواستم شکایت ببرم به سمت خدایی که میدونم حواسش بهم هست تو مشکلات پشتم بوده و هست همیشه خدایا … نمیدونم من دارم سخت میگیرم یا دنیا سخت شده دلم پره از همه چی از مردمی که فراموش کارن برا میری که حرفش حق بود برای حق گویی خدایا ما این رو نمیخواستیم ما دنبال برقرار کردن حق بودیم زندگی قرار نبود اینقدر تلخ باشه قرار نبود #دوهزارروزحصر از زندگی یه آدم تو حصر و زندان باشه قرار نبود مادری از بچه هاش جدا بشه قرار نبود جوونی یک سال ناپدید بشه قرار نبود من دلم بلرزه وقتی دارم این متن رو میخونم و مینویسم خدایا قرار نبود …

برای امشب یه شعری رو دیدم خیلی خیلی خوشم اومد و جالب و قشنگ بود از حضرت مولانا مخصوصا اینکه تو کار قند و شکر بود و شیرین :p چه جمال جان فزایی که میان جان مایی تو به جان چه می‌نمایی تو چنین شکر چرایی چو بدان تو راه یابی چو هزار مه بتابی تو چه آتش و چه آبی تو چنین شکر چرایی غم عشق تو پیاده شده قلعه‌ها گشاده به سپاه نور ساده تو چنین شکر چرایی همه زنگ را شکسته شده دست جمله بسته شه چین بس خجسته تو چنین شکر چرایی تو چراغ طور سینا تو هزار بحر و مینا بجز از تو جان مبینا تو چنین شکر چرایی تو برسته از فزونی ز قیاس‌ها[…]